امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 11 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

پسریم و کارهاش....

1392/5/7 18:38
نویسنده : مامان عالمه
233 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم دو روزه که که تا میبینی بابامیثم داره میره بیرون میزنی زیر گریه و میخوای باهاش بری.باید حواستو پرت کنم تا بابا یواشکی بره بیرون.حالا مگه یادت میره هی نگاه به در میکنی.


عاشق اینم که وقتی توی حال و هوای خودتی و داری بازی میکنی بشینم و فقط نگات کنمچشمقلبماچچشم


دیشب،یهویی تصمیم گرفتیم بریم نمایشگاه قرآن،آخه خاله عاطفه و خاله عطیه میخواستن برن و ازمون خواستن که باهاشون بریم.

اونجا واسه ی شما کتاب و سی دی درمورد داستانهای پیامبران خریدم.

و واسه ی سومین بار پستونکت گم شد و من تصمیم گرفتم که اگه بشه دیگه پستونک نخوری

من نمیدونم شما چرا علاقه ی خاصی به لیوان یک بار مصرف داری؟؟

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (5)

زهرا مامان ایلیا (شیرین تر از عسل )
7 مرداد 92 19:02
وای خوش به حالت من منتظرم یه فرصتی پیش بیاد من به کارام و علایقم برسم ایلیا اصلا بلد نیست خودش بازی کنه که من بشینم تماشاش کنم
مرجان مامان اران
12 مرداد 92 4:34
اخی نازی عزیزم ارانم گریه میکنه باباش میره بچه ها علشق لیوان این جور چیزانن عکساشم خیلی نازههه ببخشید دیر اومدم پیشتون بوسسسسسسسس
atefe
12 مرداد 92 21:32
بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس یه دنیا برای امیر حسین خاله


مرسیییییییییییییییییییییییییییی خاله جوووووووووووونم
زهرا مامان ایلیا (شیرین تر از عسل )
13 مرداد 92 4:09
سلام مامانی خوفی عزیزم یه سوال شما کدوم شهرید


من تهران






بله منم تهرانم البته اهل اصفهانم پسر منم اولین سفرش به اصفهان بود










مامان هلنا
13 مرداد 92 10:59
عزیزم اگهیه راهی پیداکردی پستونکو از گلپسرت بگیری به منم مشاوره بده تا اینکارو با هلنا بکنم.


چشم خانومی حتما.دحتر خواهرم هم تا یک سالگی پستونک میخورد تا اینکه یک شب خواهرم بهش نداد نی نیش یکم غر زد اما دیگه از فردا یادش رفت و نخورد